|
زنان نخستین معلمان جامعه!
رشاد مصطفی سلطانی
مارس 2009 سوید
زنان در گذرگاه تاریخ، بیحادثه عبور نکردهاند!
دوعا، آینه داستان تراژدی عشقی بی الایش ، پاک و شکست خورده بود، که
فوندمینتالیستهای تهی مغز، این دختر نوجوان و معصوم یزیدی را، کشان
کشان بمیدان شهرک باشیک (بعشیقه) در استان موصل کشاندند، اورا لخت
کرده و با سنگ، بلوک و لگد بشیوهای دردناک، خونش را ریخته و بهلاکت
رساندند.
فلات ایران* سرزمینی است که در طول تاریخ گذرگاه جنگهای خونین
،تهاجمات و کشور گشاییهای تیمور لنگ، چنگیزخان مغول، اسکندر مقدونی و
امپراطوری اعراب بوده است. کردستان از نقطه نظر ژیئوپولیتیک، کانال
و پل ارتباطی بین سه قارهی جهان بوده و در گذر زمان میدان تخاصمات
و قتل گاهی برای ساکنین این سرزمین نیز بوده است. نتایج منفی و اسارت
بار این هجومها ویرانی، عقب ماندگی، گسترش بیسوادی، بردگی، رکود سرسام
آوراقتصادی بوده و نا امنی محض را تحمیل کرده است. مخربترین و
خونینترین این حملات با کشور گشایی اعراب که در واقع تشنهی ثروت و
سامان بودند، اوج میگیرد. برخلاف تفکرات رایج در جامعه و دیکومینتهای
مدون تاریخی، اعراب در حمله و هجوم به فلات ایران، از گسترش دین
اسلام، بعنوان ابزار و مستمسکی برای دستیابی
به امکانات مادی، معنوی و غنایم جنگی بهره برداری کردند.
براساس فاکتهای تاریخی معتبر، قبل از هجوم اسلام، زنان ایران بگونهای
در سرنوشت و محیط خانواده خویش مختار بوده و چنان بندهای اسارت و
بردگی را نداشتهاند. هنگامیکه هجومها و کشور گشاییها از خطه کردستان
میگذشت، زنان کرد در جوار مردان از کوی و برزن دفاع کرده و نقش مثبت
و سازندهای داشتهاند. اگر مردانشان در کارزار جنگ تحمیلی، مشغول دفاع
بودهاند، انها نقش سرپرست خانواده، تربیت اطفال، پرورش احشام ومشغول
کار کشاورزی بودهاند. اما تثبیت اسلام و عقب نشاندن فرهنگ غنی و نسبتا
مترقی زردشتی، ازادی و زندگی زنان را محدود کرد. متاسفانه دورانهای
تاریخی این هجومها هنوز دقیقا مدون نشده و اگر مطالبی در با صطلاح کتب
تاریخی یافت میشوند از طرف هواداران اسلام نوشته شده و دیکومینتهای
بیاعتباری هستند. افتخارات و جانفشانیهای ساکنین فلات ایران را هرگز
بنام خالقان این تاریخ آرشیو نکردهاند. نمونه مشخص فداکاریهای عظیمی
بود، که پیشروی حملات تیمور، چنگیز خان، اسکندر مقدونی و سپاهیان
اسلام را در فلات ایران، کند و اهسته کرد.
سلسله صفوی، تاریخ ایران را بنفع تثبیت مذهب تشیع سرخ علوی چرخاندند و
دراین راستا مردم مناطق کردنشین را قتل عام کردند. آنها در پلاتفورم
خودشان و بوسیله سپاه خون ریز "قزلباش" (سپاهی که بینهایت متعصب
وبیرحم و کلاه قرمز برسر داشتند) از هیچ جنایتی شرم نداشتند. در مناطق
ورمی و موکریان بخاطر گسترش تشیع، جویبارهای خون براه انداختند.
پیشروی سپاه قزلباش در کردستان، با قتل عام و اسارت زنان همراه بود.
بعنوان سکتی مذهبی و خونریز خود را بر جامعه ایران تحمیل کرده و نسبت
به مردان و خصوصا زنان، اوج شقاوت و بیرحمی را نشان دادند. آگاهانه
طیف زنان کرد را به پوشیدن لباسهای تیره و ذغالی ناچار کرده و، فشار
بر آنها مضاعف و کمر شکن بود. شاهانی که علاوه بر خونریزی و استبداد
و اشاعهی تشیع، تمام مردم ایران را به تعزیب و شکنجهی خویش وادار
کردند که در مدتی کوتاه این فنومن به سینه زنی تمام عیار تبدیل شد.
وعالیجنابان برای توسعهی حرمسراهای خویش بیشترین انرژی را اختصاص
دادند.
شدت و حدت توحش مذهبی در دوران قاجاریه تا حدودی بسیار کم، افت کرده
بود، ولی نواحی کردنشین باز هم مورد اهانت قرار میگرفت. و توسعهی
حسینیهها همچنان مانند یک استراتژی ادامه یافت. حرم سراها، بسبک
شاهان صفوی و متکاملتر از ان دوران رواج داشت. هر دو سلسله قاجاریه
و صفویه علاوهبر تفکرات عظمت طلبانه و شوینیستی، در روند مذهبی نیز
مردم غیر شیعه را مورد تمسخر، اهانت و از امکانات اجتماعی ان دوران
محروم میکردند. مشاورین شاه، اکثرا آخوندها بودند، که اتوماتیک بینشی
ضد زن داشته و مخالف ازادی زنان بودند. زنان کردستان نیز از این ستم و
بی عدالتی بی نصیب نبودند. اروپا دوران رنسانس را سپری میکرد در
حالیکه شاهان قاجار ملودی و ریتم بساط سینه زنی را بسط و گسترس
میدادند. وجود حرم سراهای شاهان صفوی و قاجار، فاکتور و پارامترهای
عینی بوده که بینشهای ارتجاعی و ضد زن آنها را نشان میدهد.
رضا شاه که دیکتاتوری بیسواد و سر سپرده بود همیشه مهری بر کمر داشت
تا نامههایش را مهر وامضا کند، چادر و مقنعه را(کشف حجاب) بدون فراهم
کردن زمینههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، با زور سر نیزه و چماق
برداشت. زنان کرد در بستر طبیعت با شکوه زیبای کردستان، زندگی کرده و
با آن هماهنگی و تطبیق کامل دارند. لباس زنان کرد منطبق با نیازهای
اجتماعی، سیاسی، مورفولوژی، شرایط جیولوژی و ستراکتور جغرافیایی
کردستان است. و اساسا نیازی به مقنعه و چادر نداشته و،خویشتن را
منطبق، سازگار و اداپته کردهاند. الهام از طبیعت رنگین و شاداب
کردستان، در پوشش لباس زنان کرد، بگونه ای انعکاس و تجلی مستقیم
یافته که ملقمهای از رنگ های گوناگون و شاد، درآن تبلور یافته است.
در دوران محمد رضا شاه ازادیهای نسبی برای ملل ایران مهیا و فراهم گشت،
قدرت مذهبی گرچه درحال سکوت و تدافعی بود اما هنگامیکه خانم"
والین تینا تروشکوا "اولین زن
فضا نورد روسی دور کره زمین چرخید، محافل مذهبی به این پیروزی
کاملا بی اعتنا بوده و اساسا این پیروزی را
خارج از توانایی و خرد زن ارزیابی
کرده و انرا باور نکردند. ایران با تمدن و انقلاب صنعتی اروپا
اشنا شد. وضع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران دروازههای گشوده و باز
را میطلبید، که اشنایی با تمدن غرب و پیشرفتهای صنعتی فشار بر زنان را
تا حدی، کم کرد. زنان به ازادیهای رسیدند و موج این تحول و نسیم آزادی
بکردستان نیز رسید.
دوران فاشیزم مذهبی:
قدرتهای استعماری شاه را از ایران بیرون کردند و با تمام قوا، و در
ساخت و پاختی مزورانه ودر جزیره گواد لوپ زمینه را برای بقدرت
رساندن آخوندها مهیا ساختند. قدرتهای هزار
چهرهی غرب، اخوندها را بر امواج انقلاب سوار کردند. استحاله ی
سپاه قزلباش، چند قرن بدرازا کشیدو سپاه پاسداران را برای ملت ایران،
بارمغان آورد،سپاهی که، قصی القلب و خونریز بوده و خود در ساختار
حکومت جمهوری اسلامی، دولتی کاملا مستقل است. از روزهای اول و خرامان
خرامان چهره و سیمای فاشیزم مذهبی نمایان و پدیدار گشت. آخوندها
جامعه را بدو بخش یعنی کافر و مسلمان و، مسلمان نیز بدو بخش یعنی زن
و مرد تقسیم کردند. قدم بقدم و سلانه سلانه ازادیهای زنان را مورد
هجوم قرار دادند. تاریخ گواه امواج خروشان
زنان دلیر و رزمندهی تهران است که با شعار رادیکال و انقلابی "نه
روسری، نه توسری!" به
خیابانها ریختند. دیری نگذشت دیوار های اعتماد به رژیم اسلامی درز
برداشت و شکافهای ان عمیق شدند. در کردستان بر اثر مقاومت و پایداری
تودههای مردم و بازوی مسلحش یعنی پیشمرگان و پارتیزانها، تحمیل فاشیزم
مذهبی و خفقان بدرازا کشید. زنان کردستان بطور وسیع پا بپای مردان در
مقاومت و دفاع از کرامت، ازادی و دموکراسی شرکت کردند. جریان خوشباور
مذهبی در کردستان، برهبری آقای احمد مفتیزاده با اخوندها هم سو شد و،
برخلاف دموکراسی و پرنسیبهای دموکراتیک، تلاشی مذبوحانه کرد که دیری
نپایید که در برابر روحیه مصمم وعدالت خواز و دموکراسی طلب تودههای
مردم و سازمانهای سیاسی رادیکال و سیکولار مجبور به عقب نشینی شد و،
خود را در جامعه کردستان ایزوله و منفور یافت. نیروهای مترقی و
سیکولار در فاز وسیعی وشخصیتهای ملی - مذهبی نقش والا و انقلابی خویش
را در طیفی متناوب نسبت به زنان
انجام دادند. شرایط سیاسی و فاز تاریخی کردستان، زنان را به تحزب و
سازماندهی سوق داد و در این رهگذر زنان کرد وزنهی سنگین و قابل
اعتماد، در معادلات سیاسی کردستان پیدا کردند .با عقب نشینی نیروهای
سیاسی کردستان، رژیم زنجیرهای اسارت و بردگی را بردست و پای زنان
کردستان پیچید.در این رهگذر قوانین ارتجاعی،مردسالاری، مقنعه، روبند،
تحجر و عقب ماندگی هزار سال پیش را زنده کردند. شاید هیچ رژیمی در
دنیا باندازه ی جمهوری اسلامی در پرورش نسلها و سرکوب زنان بنفع
استراتژی خویش ،موفق نبوده است .کتاب" تحلیل و وسیله" لبریز از بینش
ها و تفکرات مشعشع؟؟ نسبت به نیمی از جامعه بشری و سیکس با دختران
کمتر از ده سال است. کارخانههای پارجه بافی هندوستان و پاکستان با
سفارشهای جمهوری اسلامی برای پارچههای سیاه و ذغالی مات و متحیر
شدهاند. در سایهی دیکتاتوری جمهوری اسلامی ،زنان در ایران قربانی
عادات و رسوم، کلتور، بازار سیکس ، قدرت سرمایه و فاشیزم مذهبی
شدهاند. شریعت اسلام زن را مانند کالا تعریف کرده که وظیفهای جز
تولید مثل، بردگی سیکسی مرد و کار خانگی ندارد.
یهودیهای واپسگرا و متحجر، هنگام نماز خواندن، همیشه بارگاه خداوند
را شکر گزارند که باری تعالی انهارا چون زن خلق نکرده است.
پیروان مذهب تشیع فنومن صیغه، که در واقع فحشای رسمی است، مانند
کلتوری ناب جا انداختهاند. صیغه مهلکترین و وقیح ترین اهانت و تحقیری
است که مردان شیعه به زن میکنند. قبل از اسلام در خاورمیانه
دستورات و قوانین تورات موسی،زردشت و حمورابی، در مناطقی جاری
بودهاند. این قوانین با پیشرفت تکنیک و گلوبالیزم تطابق و سنخیت
ندارند و اکنون این قوانین از طرف اسلام سیاسی بر علیه زنان بعاریت
گرفته شدهاند. زمانیکه ادیان: مسیح،
اسلام، یهود و براهما جای قانون را بگیرند، بدون شک و اتوماتیک حقوق
زنان لگد مال میشود.
*- زنان خود، یکی از نیرو های محرکه بیعدالتی و ستم بر زنان بوده و
هستند امروزه گلوبالیزم جوابی در زمینه مقولههای راسیستی و انتی
بیولوژیک که گویا زن نصف مرد است، از بشریت میخواهد. مردان به تنهایی
خالق سیستم پدر سالاری نبوده و، سکوت زنان در راستای تحکیم این سیستم،
مردان را یاری کردهاست.
*- زنان میبایست اعتماد نه نفس خویش رابسان دوران مادر سالاری ،زنده
کنند و در این رابطه بدانند که یگانه راه ،آعاز انست! بلا شک
پاسیفیزم دردی را درمان نمیکندو عملا خالق اتمسفر و فضایی شده که
راه را برای زور گویی مردان هموار کرده است.
*- لازم است که احزاب دموکراتیک و طیف چپ، آزادی زنان را به
استقرار جمهوری دموکراتیک و سوسیالیزم حواله نکنند، زیرا مبارزه با
این بیعدالتی میباید در دستور روز قرار گیرد. مسئله زن تنها مسئلهی
طبقاتی،نژادی وسیکسی مطلق نیست بلکه مشکلی کاملا اجتماعی است.
*- قوانین ضد زن، از کتابهای فسیلی و کهن نشات گرفتهاند. باید
انسانهای ازادیخواه، پیشرو وماسمیدیا نسبت به مراجع قانونگزار،
کاملاحساس بوده و تودههای مردم را بر علیه قانون گزاران بسیج
نموده، تا در ارگانهای حاکمیت مانند شوراها، اتحادیهها ،تشکلهای غیر
حزبی و سندیکاهامتشکل شوند تامانع تصویب قوانین ضد زن باشند.
*- پارلمان کردستان "جنوبی" قوانین ضد زن را با نهایت خونسردی تصویب
کرد و جا دارد دو باره و در دامنهی وسیعی بان اعتراض شود.
*- در مورد حقوق زنان، سطح اگاهی جامعه را لزوما باید با استفاده از
رسانههای گروهی بالا برد که پارامتر و فاکتوری وزین در برسمئت شناختن
حقوق زنان است. جامعه بشری، بدون آزادی زنان، مطلقا به فاز دموکراسی
گذر نخواهد کرد. روز هشتم مارس را به اولین، دلسوزترین، بامحبتترین،
عاطفی ترین و صبورترین معلمان دوران کودکی، بعنی زنان جهان، تهنیت و
شادباش گفته و در ضمن فرا رسیدن نوروز را با خلوص نیت تبریک عرض
میکنم.
01 03 2009
توضیح:
1-
فلات ایران فقط محدوده جغرافیایی کشور ایران را شامل نمیشود، بلکه
مناطق وسیعی را در بر میگیرد که مرزهایش به خاک کشورهای: کردستان،
ترکیه، آذربایجان، ارمنستان، عراق، ترکمنستان، افغانستان، تاجیکستان و
پاکستان و ... میرسد. و نوروز معتبرترین جشن مشترک، ملل ساکن فلات
ایران است.
2-
ئۆقیانووسێک له تاوان: نووسین و شیکردنهوهی خهندان محه مهد
جهزا بزبان کردی چاپ اول، چاپخانه شوان، سلیمانی
An Ocean of Crimes,
scientific research about prostitution and
trafficking in kurdistan
|