مطالب درج شده‌ در این صفحه‌ با درج منبع آزاد میباشد!!!

بهار را شرح دهید!

 

انشاهای صادق صداقت:

هادی خرسندی

بسم الله الرحمن الرحیم

بهار را شرح دهید.

ما دانش‌آموزان عزیز بهار را دوست داریم و همیشه آن را شرح می‌دهیم. زیرا پارسال که بهار را شرح ندادیم ما را به کمیته بردند و نگهداشتند و عموی اینجانب سند خانه‌اش را آورد و وثیقه گذاشت و اینجانب آزاد شدیم. امسال نیز آن عمو به خانه‌ی ما آمده و به اینجانب صادق صداقت التماس کرده که حتما بهار را شرح بدهیم.

بهار فصلی است که طبیعت جوان می‌شود و شکوفه‌ها باز می‌شود و اگر ما این فصل را شرح ندهیم خانه‌ی عموی‌مان مصادره می‌شود.

همان‌طور که سعدی فرماید:

ای صادق صداقت، شرحی بده بهارت

تا بهر تو عموجان کمتر دهد خسارت

شرحی بده بهارت اما نگو ز نوروز

عید تو عید فطر است، دیگر نکن جسارت

گر فطر را نخواهی، عید تو عید قربان

تبریک عید قربان بر تو و گوسفندان

 

در فصل بهار گوسفندان می‌زایند و بره‌ها به دنیا می‌آیند و پارسال که پدرمان در مهمانی سردار فیروزآبادی شاگرد آشپز بوده با چشم خودش یک بره تودلی را دیده که از لای باقالی پلو به دنیا آمده و سردار فیروزآبادی آن بره تودلی را لای نان گذاشته و پیش از غذا خورده ولی آن بره تودلی خوب پخته نبوده و هنوز بع بع می‌کرده.
ما در مدرسه یک معلم هندسه داشتیم که به سردار فیروزآبادی "تیمسار مربع" می‌گفت و توضیح می‌داد که مربع را از هر طرف بچرخانیم طول و عرضش فرقی نمی‌کند و همیشه مربع می‌باشد مثل سردار فیروزآبادی. بنابراین از کمیته آمده معلم هندسه را برده و با او صحبت کرده و او را قانع نموده و از او امضا گرفته‌اند که سردار فیروزآبادی لاغر می‌باشد. آن آموزگار عزیز از آن روز به بعد سردار فیروزآبادی را "تیمسار نی قلیان" خوانده ولی موقع راه رفتن یک پای آن آموزگار نیز شل می‌زند.


همان‌طور که فردوسی طوسی فرماید:
بر
ه‌ را یک لقمه تیمسار مربع می‌کند
در گلویش بر
ه‌ بیچاره بع بع می‌کند
آن معلم را کمیته می‌کند فوری ادب
هرچه گوئی بعد از آن بیچاره نع نع می‌کند!

 

پدر اینجانب همیشه ما را نصیحت که به سردار فیروزآبادی احترام زیرا او رئيس ستاد کل نيروهای مسلح می‌باشد. ما از آن پدر سوال که ستاد کل نيروهای مسلح برای چی خوب می‌باشد؟ و آن پدر به اینجانب صادق صداقت جواب که نيروهای مسلح مواظب می‌باشد که کسی بیت‌المال را نخورد و سردار فیروزآبادی نمی‌گذارد که کسی بیت‌المال را بخورد. اینجانب نیز وقتی عکس آن سردار را دیدیم فهمیدیم که نمی‌گذارد کس دیگری بیت‌المال را بخورد.

دیگر از فوائد بهار، سفر در هوای بهاری و دست ندادن با زن‌های نامحرم می‌باشد. اینجانب یک دائی داریم که سیزده بدر پارسال با خانواده و همسایه‌ها داجبال و خرس-وسطی بازی نموده و وقتی ژیلا خانم توپ را انداخته آن دائی توپ را در هوا بل گرفته به‌طوریکه از کمیته آمده او را دستگیر و به جرم گرفتن بل از زن نامحرم محکوم. آن دائی از خودش دفاع که توپ از هوا آمده و من نیز گرفته اما قاضی شرع عربی خوانده و راجع به احکام بل و گرفتن آن و رابطه‌ی گرفتن بل زن نامحرم با سنگسار، سوره و آیه و حدیث خیلی خوانده به‌طوری‌که دائی اینجانب از بل گرفتن خود پشیمان و ژیلاخانم با شوهرش به سوئد پناهنده و زن دائی فرش ها را فروخته و النگوی خود را فروخته و قاضی شرع رضایت به آزادی دائی داده و دائی نیز تعهد که تا ده سال در روز سیزده بدر از منزل خارج نشده و بل زن نامحرم را نیز نگیرد. زیرا فقط خداوند یگانه حق بل گرفتن دارد. همان طور که دانشمندان فرموده‌اند: "بل هوالله احد."

 

همانطور که باباطاهر عریان فرماید:

بل گرفتی از زنی ای مرد هیز رختخوابی

صیغه کن آن توپ را اول، اگر اهل صوابی

هرکجا توپی ببینی از هوا آید به پائین

تو نباید بی هوا خود را به هرجایش بسابی

ما برای توپ کردیم انقلاب، البته نه خیر

توپ را گر بل بگیری پس تو ضد انقلابی

 

یک خاطره‌ی بهاری نیز از پارسال داریم که پاسبان راهنمائی پدرمان را سر چهارراه به بهانه سرعت زیاد دستگیر و به کمیته برده و در آنجا به او گفتند باید با ما همکاری کنی. پدر اینجانب صادق صداقت در پاسخ، عدم همکاری خود و کور خواندن آنها را به اطلاع آنها رسانده ولی آنها "میندازیمت زندان" به او گفته و "به بچه‌هات رحم کن" به او گفته ولی پدر اینجانب صادق صداقت زیر بار نرفته و وکیل او نیز گفته چون پدر اینجانب سوار ماشین نبوده و سر چهارراه در حال پیاده رفتن دستگیر گردیده، بنابراین دستگیری او وجاهت قانونی ندارد.

هفته‌ی بعدش که پدرمان برای ملاقات وکیل خود به زندان رفته و برای او کمپوت برده، به او قول داده که برای آزادی آن وکیل اقدام نموده و یک وکیل خوب برایش پیدا نماید.

 

همان طور که عمر خیام فرماید:

کوری ببین عصاکش، کوری ببین وکیلش

این است عدل مذهب، این شرح شد دلیلش

ای صادق صداقت، شعر تو هست گویا

موجز بگوی و کوتاه، بیخود نکن طویلش

 

دیگر از فوائد بهار رفتن به صحرا و صحبت با بزغاله‌ها می‌باشد.

زیرا پارسال رئیس کمیته به پدر اینجانب گفته "یک بلائی سرت می‌آوریم که به بزغاله بگوئی عمقزی". پدر اینجانب نیز ترسیده و برای آمادگی بیشتر به کوه و صحرا رفته و هرجا بزغاله‌ای بوده جلو رفته و برای تمرین به آن بزغاله "عمقزی" می‌گوید.

فایده‌ی دیگری که بهار دارد، آزادی می‌باشد. سی سال پیش که دو پسرخاله و یک عمو و سه دخترعمه‌ی اینجانب در بهار آزادی اعدام گردیده، اینجانب بهار آزادی را با چشم‌های خود دیده و در سال بعد از جنگ نیز که بیوه‌ی یکی از شهیدان یک چک محکم به گوش نماینده‌ی امام زد، اینجانب خیلی لذت بردیم که هیچ ربطی نیز به بهار نداشت ولی اینجانب در همه‌ی انشاءهای خود آن را شرح می‌دهیم.

 

همان طور که مولانا جلال‌الدین فرماید:

از آن چک که در گوش آخوند می‌زد

دلم شادمان شد چو گل در بهاران

الهی که دستش همیشه مهیا

که در گوش اینها زند چک هزاران

 

یکی دیگر از فوائد بهار دختر همسایه می‌باشد زیرا ما یک دختر همسایه داریم که نام او بهار بوده و از طبیعت زیباتر می‌باشد ولی یک برادر نیز دارد که از اینجانب بزرگتر بوده و یکبار که اینجانب را کتک زد فهمیدیم آن برادر از مضرات بهار می‌باشد.

 

همان طور که فروغ فرخزاد فرماید:

هرکس که هوای یار دارد

چون من هوس بهار دارد

در دامن خود بنفشه و رز

در سینه‌ی خود انار دارد

افسوس برادرش در آنجاست

گل هست ولیک خار دارد

 

این بود انشای شرح بهار که اینجانب برای آزادی سند خانه‌ی عموی گرامی دادیم. امیدواریم پدر و مادر و بنیاد مستضعفان از اینجانب راضی باشد. آمین

 

Print