انتخابات ایران زمین لرزەای برای رژیم ایران
نوشتە: كاوە. م از اپسالا- سوئد
ھما نگونە كە از اوضاع پیداست وضعیت ایران بە شیوە سرسام آوری روو بە وخامت
گذاشتە و دامنە اعتراضات ھرروز وسیعتر و وسیعتر میگردد. مردم با شور و
ھیجان بیشتری بە خیابانھا میریزند و نارضایتی خود را از رژیم جمھوری اسلامی
ایران با شعاردادن و حملە بە نیروی انتضامی ابراز میدارند. ماموران یگان
ویژە رژیم، لباس شخصیھا و مزدوران ایمپورتی ازشیعیان لبنان بە شیوە
وحشیانە، سردرگم و ھراسان بە جان مردم افتادەاند و با اعمال خشونت و ضرب و
شطم، كشتار و شكنجە و دستگیریھای دستجمعی میخواھند صدای تظاھرات كنندگان را
خفە نمایند، تا بە این شیوە وضعیت را بە حالت عادی برگردانند. ھرچند وضعیت
كنونی را نمیتوان با تظاھرات سال 1357 كە منجر بە سرنگونی رژیم شاە شد
مقایسە كرد، اما باوجود این، اعتراضات این چند روزە بزرگترین و گستردەترین
اعتراضات چند دە اخیر از بدو انقلاب تا بە حال بودە كە انجام گرفتە شدە
است. این حالت خود نشانگر بی صبری، بیقراری و بیزاری مردم از وضعیت كنونی
است. دیگر تاب و توان مردم بە سر رسیدە و مردم شعار مرگ بر حكومت و مرگ بر
دیكتاتور را سرمیدھند. نماز جمعە تھران با پیشنمازی خامنەای نیز نتوانست
این شكافی كە در پیكر نظام افتادە است را ترمیم نماید. موسوی و كرروبی
ھمچنان بر خواستھای خود پافشاری مینمایند.
تجزیە و تحلیل وقایع اخیر خود در اصل یك سری سوالات را در ظھن ایجاد
مینماید و جای تعجب نیست كە از خود بپرسیم چرا وضع بە این سریعی بە اینجا
كشیدە شد؟
چگونە مردم در این خفقان توانستند بە خیابانھا بریزند و نفرت و انزجار خود
را از رژیمی كە ھرگونە صدای معترضی را در گلو خفە میكند، ابراز دارند؟ آیا
این تظاھرات بمعنی پشتیبانی از سیاستھای آقای" مھندس موسوی" است یا ناشی از
انزجار مردم از سیاستھای شكستخوردە "جناب آقای دكتر احمدی نژاد" میباشد؟ یا
نە، مردم كلاً از نظام جمھوری اسلامی بیزارند و مسئلە انتخابات را بھانەای
برای بروز نفرت و بیزاری خود از رژیم بعنوان آلت دستی بدست گرفتەاند؟ در كل
وظیفە ایرانیان داخل و خارج كشور چيست؟ اپوزیسیون خارج كشور چگونە باید عمل
كنند؟ و در آخر نتیجە اعتراضات بە كجا خواھد كشید؟
ھمانگونە كە در بالا اشارەای كوتاە بە تمام شدن صبر و تحمل مردم از شیوە و
ساختار حكومت و مملكتداری این رژیم شد اما با وجود این اگر خیلی سطحی ھم بە
مسئلە بنگریم چندین فاكتور مختلف دیگری نیز در بوجودآمدن وضعیت كنونی در
ایران وجود دارند كە لازم بە بحث و بررسی است.

از سال 1357 تا بحال حكومت جمھوری اسلامی ایران ماھیت خود را بە دفعات
متعدد برای مردم بنمایش گذاشتە و حقوق مردم ایران را بە شیوەھای جوراجور
زیرپا لە كردەاست. وعدە و وعیدھای كە اوائل انقلاب در رابطە با حقوق
شھروندی بە ملت ایران دادە میشد از جملە ملی كردن صنعت نفت و بھبود وضعیت
اقتصادی و سیاسی ھموطنان ایرانی از سری دلایلی بودە وھست كە منجر بە منفجر
شدن این بمب نھفتە مردم در انتخابات اخیر شد. ترفند و حقەبازیھای رژیم، از
جملە اختلافات شدید جناحھای مختلف این حكومت در داخل، و برملا كردن ھمدیگر
بخصوص در دورە انتخابات اخیر جرقەای بود برای انفجار این بمب مھیب.
آنچە كە مشخص است این است كە نظام جمھوری اسلامی ایران نظامی دیكتاتوریست،
نظامیكە حق تعین تكلیف را از ھمان اوائل تشكیل، از مردم گرفتە و این حق را
بە ولایت فقیە كە بە اصطلاح تنھا ارگان لایق و بالغ و برتر از رای مردم
میباشد واگذار كردەاست. انتخابات ھمیشە تنھا بازی سیاسی برای سیستمھای
دیكتاتوری مثل ایران بودە تا وانمود نمایند كە این مردم ھستند نمایندگان
خود را انتخاب میكنند نە كسی دیگر!. انتخابات تنھا بازی نمایشی و تشریفاتی
است برای جلوە دادن نماد بە اصطلاح سیستم دمكراتیك در ایران ھم برای خود
ایرانیان و ھم برای سایر نقاط دنیا كە نظارەگر انتخابات ایران بودەاند.
ھرچند كە از ھمان اوائل انتخابات مشخص بود چە كسی بیشتر بدرد سیاستھای ضد
بشری سیستم آخوندی میخورد، آما با وجود این مردم بە پای صندوقھای رای رفتند
و كمابیش رای موافق بە مھرەھای رژیم دادند. رای دادن بە نمایندگان جمھوری
اسلامی در اصل رای دادن بە سیستم ولایت فقیە است. تحریم انتخابات تنھا جواب
دندانشكنی است كە مردم میبایست بە جمھوری اسلامی میدادند. عدە كسیری
ازاپوزیسیون خارج از كشور البتە بجز حزب دمكرات كردستان ایران (بە رھبری
عبداللە حسنزادە) مثل ھمیشە انتخابات را تحریم نمودند. حكومت ایران برای
اولین بار دوئل(مناظرە) منتخبان ریاست جمھوری را بە شیوە پخش زندە در ایران
امتحان نمود. در این دوئلھا كاندیداھای شركت كنندە كە خود از مھرەھای رژیم
بودە توانستند با پشتیبانی از وضعیت مقامی خود بدون ترس و با قدرت نسبی كە
در حكومت داشتند در رابطە با منافع شخصی مسائل زیادی را از ھمدیگر برملا
نمایند. مسائلی كە تاكنون كسی نتوانستە بود تا این حد و بە این شیوە از
دولت و دستاندركاران دولت بر زبان بیاورد و گندكاریھا و رشوەخواریھای شمار
زیادی از مھرەھای مھم رژیم و دیگرا دستاندركارانشان را آنھم بە شیوە پخش
مستقیم در رادی و تلویزیون بیان نماید، بخصوص انتقاد از شخص رئیس جمھور.
شنیدن این گفت و شنودھا و مناظرە كاندیدھا خود در اصل باعث پدیدار شدن بحث
وجدال موافقان و مخالفان جناحھا از یك طرف و بر سر و كلە كوبیدن دولت از
طرف مخالفان رژیم از سوی دیگر شد و بە این شیوە موج عظیمی در سرتاسر ایران
بوجود آمد كە خود منجر بە سیلی عظیم معترضان در شھرھا بخصوص در تھران
گردید.
با مشاھدەكردن مناظرە طرفین معلوم میگردد كە آقای مھندس موسوی و آقای
احمدینژاد در اصل سر و تە یك پیازند. در آغاز شروع جدال، موسوی بدین گونە
بە مردم ایران سلام میفرستد " وفات حضرت امام را كە ھمە ھویت و عظتمون از
وجود ایشان است تسلیت میگم". يعنیتیشان ایرانیان را كلاً تا پیش از ظھور
خمینی بی ھویت قلمداد مینماید و ایرانی بودن و ھستی و نیستی ملت ایران و
ایرانیان را از آقا (خمینی) میداند. آقای احمدی نژاد ھم كە مثل آقای موسی
خودرا پیرو اصل راە امام میداند.
فرقی بارزی كە در بحث این دو نفر وجود داشت این بود كە آقای موسوی بیشتر
كلیات مسئلە مملكتداری احمدینژاد را زیر سوال میبرد بدون اینكە فاكتا و
مدارك قویی در دسترس داشتە باشد. در رابطە با روابط بین المللی در اصل پیام
موسوی نگاھداشتن عظت و شرف مردم ایران از طریق ابھت و سنگینگی ملت ایران
آنھم نە بە شیوە دست دوستی درازكردن بە كشورھای غربی و ... بلكە ملت ایران(
البتە آن ملتی كە ھویتش را از خمینی گرفتە باشد) را بزرگتر و برتر از این
میدانست كە یك رئیس جمھور برود و بعنوان مثال سربازان انگلیسی كە بە حریم
آبی ایران نفوذ كردە بودند را با كت و شلوار آزاد نماید. بە گفتە ایشان
ایران نمیبایست از ترس فشارھای انگلیس اینگونە زانو خم میكرد. بیشتر سخنان
ایشان مستندی بود ازروایات و مشاھدات شخصی و غیرە. در صورتیكە احمدی نژاد
با رتوریك قوی بە نظر اینجانب تمام اتھامات واردە را با زرنگی تمام رد
نمود. اگر بە دقت بە سخنان این دو نفر گوش فرا دھیم میبینیم كە ھیچ یك از
این آقایان خواھان بركناری ولایت فقیە كە خود سیستم دموكراتیك ایران را زیر
سوال میبرد نیستند. در اصل ھیچیك از رفورمخواھان، خواھان برابری زن و مرد
در جامعە نیستند. بە ھمان اندازە كە احمدینژاد بە مردم ایران زخیانتكار
است، بە ھمان اندازەھم موسوی و دیگر رقبا در بە بدبختی كشیدن و منزوی كردن
جامعە ایران از كشورھای دیگر سھیم میباشند. مناظرە انتخاباتی رقبا را بە
خوانندگانی كە تا بحال بە این برنامە نگاە نكردەاند توصیە میكنم تا خود
بیشتر در این مورد قضاوت نمایند.
65 درصد مردم ایران را جوانان تشكیل میدھد. میانگین سننی كسانی كە در
تظاھرات اخیرعیلە رژیم شركت داشتند تخمیناً ازسن 18 سال تا 45 سال میباشند.
بە عبارتی دیگر اكسراً كسانی میباشند كە در دورە انقلاب یا بعداز انقلاب
بە دنیا آمدەاند. این عدە تابحال انقلابی را در دورە جمھوری اسلامی مشاھدە
ننمودەاند. مناظرات و سختیھای زندگی جوانان و ھمچنین وجود تكنولوژی نوین
باعث بوجود آمدن تفكری نوین و تنفری بی اندازە از رژیم شد. دیگر مردم آن
مردم پیش از دورە انتخابات نیستند بلكە شور و شوق انقلابی نوین در آنھا
بوجود آمدەاست كە مھاركردن آن كار آسانی نیست. شكافی كە بین مردم و حكومت
ایجاد شدە شكافی است عمیق كە دیگر محال است ترمیم پیدا بكند. مردم وپرشور
بایستی بدانند كە آزادی اجتماعی با سركارآمدن موسوی یا كس دیگری از درون
نظام مشكل ملت ایران را ھل نمیكند، بلكە مردم بایستی برای برچیدە شدن حكومت
و بر سركار آمدن یك نظام سیكولار راد ھڵ نھایی برای رسیدن بە آزادی است.در
اصل قھرمان این میدان نە موسوی است نە كسی دیگر بجز آن مردمی كە جان خود را
بر كف نھادند و بە میدانھا رفتند تا بر علیە رژیم سرود آزادی سر دھند.
كسانی ھستند كرد جان خود را در این راە از دست دادند.
ھر انسان آزادیخواھی چە در خارج ایران و چە در داخل بایستی از مبارزات مردم
ایران دفاع نماید و در برابر این جنایات رژیم سكوت ننماید. روشنفكران و قلم
بدستان بایستی از ھر شیوەای استفادە كردە برای دامنە زدن ھرچە بیشتر بە این
اعتراضات.
اپوزیسیون ایران با ھمە جناحھایش امرز بایستی دست در دست ھم نھادە و
فراخوان تظاھرات بر علیە رژیم جمھوری اسلامی فرا دھند. اپوزیسیونھائیكە
امروز نتوانند در این مورد باھم ھماھنگی كنند چگونە میتوانند فردا ادعای
سركار آمدن را برای بوجود آوردن ایرانی دمكرات سردھند. چگونە میتوانند
علمداردمكراسی در ایرانی آزاد، بدون تبعیض نژادی، مللی، مذھبی باشند.
یكصدا نبودن اپوزیسیون چیزی جز نشانە ضعف و عدم دیالوگ در بینشان نیست.
آیندە ایران آیندەای جز ایرانی فدرال برای ھمە ملیتھای گوناوگونش نمیباشد.
20090621
|