جه‌لال هانیسی

برای ندا آقاسلطانی که وجدان بشریت را تکان داد

جلال هانیسی

سواربرموج

بسوی کرانه آزادی

سرشار ازاشک عشق و امید.

چه شد دخترسیمین تن؟؟؟

جهان را به عروسیت دعوت کردی

وبا حنای هندوستان نقش آزادی برتنت کشیدی

 وبه پنج قاره گیتی پست کردی

این است کارت عروسی در آئین سرزمین اهورا مزدا و زرتشت راستگویی؟

  دریغا! دریغا!.

 

روسریت را به اهتزاز

خ

  و

  ن

ت

بسان موج خروشان هم نداهایت!

وجهان را لرزاندی

وگریست وجدان بشریت را

ندا!!

باچشمانی بازبه آزادی لبخند زدی و  باخونی که برلبانت فرو ریخت

و سرزدی سرود ایران ای سرای امید

و بدرود گفتی بدرود

هنوز ندایت در گوشها میپیچد

وامواج خون سرخت

جاری!جاری!جاری!

همچو توفان

میراند این خفت و خواری

این شب ظلمات و تاریک

مرگ تورا فراموش کرده بود

فروخفته گان تزویر وریا

قابض رابر سرکرسی مزاکره

فراخواندند

بی آنکه به بیداری بی اندیشند

وتو باچشم بیدار

جهان را بیدارکردی

وتاریخ ننگ و نفرت و تاریک

بر اوراق اعمال معمیین

حک کردی

ونور خورشید واهورامزادا را

ندا دادی وگفتی صبح است

بیدارشوید.

 

 

Balatarin

astafe_post@hotmail.com